تبليغاتX
آموزش-هنری-سینمایی
سلام دوستان عزیز

یک مطلب زیبا و آموزنده در یکی از وبلاگ ها دیدم که حیف دیدم اینجا برای دوستان نگذارم.

 

فیلم نامه نویسی :مراحل نگارش فیلمنامه ۱. پیرنگ (طرح اولیه) ۲. گسترش پیرنگ ۳. نگارش داستان ۴. بازنویسی داستان ۵. نگارش فیلمنامه ۶. بازنویسی فیلمنامه فیلم نامه ( ScreenPlay ) فیلم نامه یا سناریو ، متنی است شامل شخصیت ها ، ماجراها و هر آنچه در فیلم روی خواهد داد به صورت یک دستور العمل ، که توسط فیلم نامه نویس یا فیلم نامه نویسان نوشته می شود. فیلم نامه معمولا شامل تمام جزئیات صحنه ، گفت و گو ، کنش و گاه حتی موقعیت و زاویه دوربین است. فیلم نامه نویس ( ScreenWriter - Scenarist ) کسی که مسئول نوشتن تمام یا بخشی از فیلم نامه فیلم است. گاه یک نفر تمام فیلم نامه را می نویسد ، گاه هم چند نفر به طور مشترک فیلم نامه را آماده می کنند. گاهی فیلم نامه نویس ، با فرستادن فیلم نامه ای ( به دلخواه خود ، فیلم نامه ای نوشته) به نماینده ، خود پیشقدم می شود و این نماینده آن را به یک تهیه کننده مستقل یا یک شرکت فیلم سازی جهت ملاحظه ارائه می کند. ولی یک فیلم نامه نویس با تجربه با یک تهیه کننده در یک جلسه توجیهی ملاقات می کند و چند طرح را که قابل تبدیل به فیلم نامه هستند پیشنهاد می کند. و پس از مورد قبول واقع شدن پیشنهادش آن طرح را به فیلم نامه بدل می کند. گاهی هم تهیه کننده ، طرحی برای فیلم دارد و فیلم نامه نویس را برای پروراندن آن استخدام می کند. مورد آخر به ویژه هنگامی رخ می دهد که تهیه کننده ای که همیشه در جستجوی طرح است ، حقوق یک رمان یا نمایش نامه را می خرد و از فیلم نامه نویس می خواهد که از روی آن یک اقتباس سینمایی ارائه دهد. مراحل مختلف شکل گیری یک فیلم نامه فیلم نامه مراحل مختلفی را از سر می گذراند تا به مرحله نهایی برسد. ابتدا یک ایده در ذهن خود فیلم نامه نویس یا تهیه کننده شکل می گیرد. پس از شکل گیری این ایده ، نویسنده یک طرح اولیه که حداکثر در یک صفحه خلاصه شده ارائه می دهد. بعد از این مرحله وقتی که طرحش مورد قبول واقع شد و یا به صورت مستقل ، خودش تصمیم گرفت آن را عملی کند یک پیش نویس آماده می کند. در این پیش نویس ، نویسنده به اختصار خلاصه ای از ماجرا و روش خود را در پرداختن آن ، شرح می دهد و شخصیت ها ، ماجراهای اصلی و ویژگی های مکان ها را بازگو می کند و نیز کلیاتی از تحول درونی شخصیت ها و طرح قصه را باز می گشاید. در مرحله بعد اگر تهیه کننده یا استودیو و یا حتی خودش از مفاد این پیش نویس راضی باشند ، در آن صورت او قصه را می نویسد و کل داستان فیلم را تعریف می کند و صحنه های مختلف را می شکافد. در این مرحله دستنویس اول فیلم نامه آماده می گردد که شامل تمام صحنه ها ، شخصیت ها ، گفت و گوها ، ماجراها و نیز راهنمایی های کلی در مورد بازیگری و کارگردانی است. از این لحظه به بعد فیلم نامه به دفعات و با دخالت تهیه کننده و کارگردان دستکاری می شود. ممکن است در این مرحله ، از فیلم نامه نویس دیگری دعوت شود تا صحنه های خاصی را بازنویسی کند و یا عیب و ایرادهای کار را برطرف سازد. وقتی فیلم نامه نهایی به صورت تقطیع شده در آمد ، علاوه بر مواردی که در نسخه اول گفته شد حاوی نکاتی در مورد فیلم برداری است.، اما ظرایف کار فیلم برداری را در نهایت کارگردان به کمک مدیر فیلم برداری مشخص می کند. گرچه فیلم نامه نهایی باید عینا به فیلم برگردانده شود ، اما گاه پیش از فیلم برداری هر نما یا سر صحنه و گاهی نیز فیلم ساز ، به خاطر ویژگی های بازیگران تغییراتی در آن پدید می آورد. بعد از فیلم برداری ، در مرحله تدوین هم احتمالا تغییرات تازه ای در فیلم ایجاد می شود. وقتی فیلم آماده شد ، یک فیلم نامه به نام فیلم نامه تداوم تدوینی آماده می کنند ( این کار معمولا توسط شخص دیگری جز فیلم نامه نویس اصلی انجام می شود) که شرح کاملی از فیلم بر اساس آنچه اکران می شود است. در این متن ، تمام نماها ، زاویه دوربین و انتقال از نمایی به نمای دیگر ، به همراه تمام گفت و گوها و صداها ذکر می شود. این متن معمولا به صورت کتاب و به عنوان فیلم نامه آن فیلم چاپ می شود. >br> ویژگی های اصلی یک فیلم نامه خوب به قول ویلیام گلدمن ( William Goldman)، از جمله فیلم نامه نویسان و اساتید مطرح فیلم نامه نویسی : « در نوشتن یک فیلم نامه ، مانند هدیه دادن نیت مهم است ...» این به معنی آن است که هدف و و هر آنچه که قرار است به تماشاگر منتقل شود باید به خوبی از سوی فیلم نامه نویس درک شود و به خوبی نیز به بیننده منتقل شود. این هدف ممکن است هدف هایی چون : ترساندن در به ویژه در فیلم های ترسناک ، خنداندن به ویژه در فیلم های کمدی ، تفکر و تامل در فیلم های خاص و غیر متعارف و ... باشد. در هر حال این هدف هر چه باشد باید به شیوه ای درست و متعالی ارائه شود و نه با دست گذاشتن بر روی سخیف ترین جنبه های بشری. باید به تماشاگر احترام گذاشت و او را به شیوه ای مناسب با فیلم همراه کرد. • یک فیلم نامه نویس همیشه می تواند از الگوهای موفق و تضمین شده استفاده کند اما هرگز نباید از خلاقیت و نو آوری و ارائه نکات و ویژگی های جدید پرهیز کند. در واقع باید تلاش کند تا اگر می تواند تماشاگرش را در یک تجربه تازه دخیل کند. • یک فیلم نامه نویس هرگز نباید تماشاگر را فراموش کند. او باید اطلاعات مورد نیاز تماشاگر برای همراهی با فیلم را ، در زمان های مناسب به او بدهد تا او گیج نشود و به دلیل بی اطلاعی قصه را گم نکند. مثلا یکی از اصول فیلم نامه نویسی کلاسیک آن است که شخصیت های مهم و اصلی فیلم باید در یک سوم اول فیلم به بیننده به گونه ای معرفی شوند. و یا در فیلم های جنایی نمی توان از دادن اطلاعاتی که تماشاگر را برای حل معما کمک می کند ممانعت کرد. • شخصیت پردازی یکی از مهم ترین جنبه های فیلم نامه نویسی است ، آنقدر مهم که حتی برخی فیلم ها بدون برخورداری از ماجرا و قصه خاصی تنها از طریق شخصیت پردازی و همذات پنداری تماشاگر با او فیلم نامه را پیش می برند. • باید توجه داشت که سینما اول یک رسانه تصویری و بعد یک رسانه صوتی است. دیالوگ لازم و حیاتی است اما نباید در دیالوگ نویسی حتی کوچکترین احساسات را به تماشاگر گوشزد کرد. اگر فضاسازی ، بازی ها و فیلم نامه قوی باشد ، تماشاگر به خوبی حس صحنه را درک می کند و دیگر نیازی به دیالوگ های کشدار و طولانی نیست. در واقع با توجه به ماهیت و ویژگی های شخصیت ها باید دیالوگ ها را نوشت و تا حد ممکن از دیالوگهای موجز و پر عمق استفاده کرد البته منظور ثقیل و سنگین نیست. بنابراین می توان سه ویژگی برای یک دیالوگ مناسب ذکر کرد : خلاصه گفتن ، صحیح گفتن و عدم توضیح واضحات. • فیلم نامه نویس احتیاج چندانی به شناخت کامل تکنیک سینما ندارد ، ولی تجربه ثابت نموده ،فیلم نامه هایی که ، فیلم نامه نویسانشان با تکنیک سینما آشنایی کامل دارند موفق ترند. • و ...

منبع: وبلاگ سامی فیلم                                                              www.samifilm.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 20:22  توسط حسین عمیدی زاده  | 

 

با سلام خدمت رفقای عزیز

داشتم فکر می کردم اگه یه اسم برای مطالبی که پست می کنم داشته باشیم خیلی بهتر هست...اما چه اسمی؟؟؟خوب اولین چیزی که به ذهنم رسید درس شماره؟؟ بود اما دیدم من در اندازهای نیستم که بخوام به کسی درس بده(تعارف نمی کنم)بعد اسامی مثل راهنمائی،چالش، باهم بیندیشیم و... به ذهنم رسید ولی در نهایت قرارشد از این به بعد مطالب پست شده را« هم اندیشی» بنامیم پس:

هم اندیشی 1:

دوستان بهتر دیدم در این پست درباره شخصیت به صورت مفید و مختصر صحبت کنیم بهتر نیست ؟؟؟؟

شخصیت یا تیپ جزء جدائی ناپذیر یک داستان یا فیلمنامه می باشد.اگر بخواهیم یک تعریف فلسفی از شخصیت ارائه بدهیم می توانیم این تعریف را بگوئیم...

شخصیت از نظر فلسفی:خصوصیاتی که به شغل و طبقه افراد بستگی دارد را شخصیت گوئیم مثل شخصیت استاد دانشگاه، شخصیت یک پسر فقیر یا شخصیت کارگری و..... هرگاه این شخصیت که گفته شد با محیط اطرافش کنش و واکنش عاطفی داشته باشد یا به عبارتی همراه با شخصیت ،خصوصیات عام ومشترک میان همه انسان ها مانند غرور، سادگی،تنبلی،هوشیاری،کینه و...همراه بشود ما یک شخصیت فیلمنا مه ای داریم

گفتیم کنش و واکنش عاطفی ، کلمه عاطفی در این تعریف بسیار مهم است یک موقع ما یک قاب عکس داریم که خیلی در فیلم نامه هم تاثیر دارد اما از آنجا که کنش و واکنش عاطفی ندارد نمی توان به آن یک شخصیت گفت ولی همین قاب عکس را در نظر بگیرید که صحبت می کند، با محیط اطراف کنش و واکنش برقرار می کند حالا این قاب عکس به یک شخصیت تبدیل شده است.

 

نکته:

شخصیت یا تیپ فلسفی +خصوصیات عام مشترک میان انسانها(کنش یا واکنش عاطقی)=====» شخصیت فیلمنامه

 

انواع شخصیت:

1=شخصیت ساده یا یک بعدی(  Flat : مسطح):این نوع شخصیت واکنش های قابل پیش بینی دارد ویک ویژگی بیشتر ندارد مانند دانشجوئی که مدام در حال درس خواندن است .

در اینجا  شخصیت دانشجوئی+ویژگی بسیار درس خواندن======»یک شخصیت ساده یا تیپ

2=شخصیت جامع یا چند بعدی(Round):به سادگی رفتارش قابل پیش بینی نیست و اگر با آن زندگی هم کرد باز هم به سادگی قابل پیش بینی نیست وهمچنین  دارای چند بعد است مانند دانشجوئی که علاوه بر درس خوان بودن ،یک قهرمان ورزشی در سطح ملی می باشد علاوه بر آن برای تامین هزینه زندگی خود به کار در محیطی مشغول باشد که شاید در درجه اول بیانگر دو ویژگی قبلی او(درس خوان،ورزشکار)  نباشد.

3=شخصیت قراردادی یا کلیشه ای:شخصیت کلیشه ای  در داستان های قدیمی بوده اند و از بس استفاده شده اند کلیشه ای شده اند مثل یک ذرد دریائی یک چشم با یک طوطی ویا یک پری دریائی مهربان یا حاجی بد جنسی که به زور دخترش را به عقد شخص مورد نظرش در می آورد یا جادوگر زشت و حیله گر به همراه جاروی پرنده و...

ذکر چند نکته لازم به نظر می رسد:

شخصیت اصلی فیلمنامه باید یک شخصیت پیچیده و چند بعدی داشته باشد(البته به نظر من می تونه خلاف این هم باشد)طبیعتاً هرچه کشمکش و پیچیدگی بیشتر باشد مخاطب بیشتر جذب خواهد شد.

 

تیپ یا شخصیت ساده به عنوان مکمل در کنار شخصیت اصلی قرار می گیرد و در پیشبرد داستان نقش دارد و فضا را برای شخصیت اصلی آماده می کند.

 

البته شخصیت را می توان از منظری دیگر هم بررسی کرد !!! شخصیت ایستا و پویا

1=شخصیت ایستا: شخصیتی که در طول داستان تغییری در آن دیده نمی شود مثل مردی که علاوه بر دچار شدن به مشکلات متعدد و شنیدن زنگ خطر های فراوان باز هم دست از رفتار بدش با فرزندانش

 بر نمی دارد و.......

2=شخصیت پویا: شخصیتی که در داستان تغییر می کند مثلاًذزدی که دست از دزدی بر می دارد یا معلمی  آرام که به خاطر مشکلات زندگی ناخواسته قاتل می شودو....

 

ما را از نظرات خودتان محروم نفرمائید

 

تا بعد...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 1:40  توسط حسین عمیدی زاده  | 
 

با عرض سلام

 

دوستان عزیز قبل از اینکه موضوع فیلمنامه نویسی را شروع کنم قصد دارم یک سری مطالب را که شخصاً از منابع اینترنتی در ذهن به صورت خلاصه طبقه بندی کرده ام وبه نظرم مفید می آید را در اولین پست در وبلاگ بگذارم.

به گفته بسیاری از اشخاص برجسته در زمینه هنر یک شخص مستعد و با ذوق هنری بالقوه باید علاوه بر ویژگی های معمولی دارای احساسی قوی تر از دیگران باشد منظور از این احساس قوی چیزی جز این نیست که مثلاً بتواند در وقت ناراحتی چون کودکی گریه کند یا در هنگام شادی از خود بی خود شودودر عصبانیت سریعا ًخشم او را فرا بگیرد والبته وصد البته که علاوه بر احساس قوی و تیز باید دارای یک سطح هوش بالاتر از حد متوسط هم باشد.

نباید نقش تلاش وپشتکار واستفاده از تجربه های دیگران را نیز نادیده گرفت .مثلا در داستان نویسی یا فیلمنامه نویسی داشتن تلاش وپشتکار بسیار مهم وحیاتی است ونباید به صرف داشتن یک استعداد قوی دست از تلاش و باز نویسی و خواندن هزاران داستان وفیلمنامه برداشت . رمان جنگ وصلح از لئو تولستوی هفت بار پاکنویس شده است.در هر کاری سختی وجود دارد این چیزی که باعث می شود سختی را به جان بخریم اول انگیزه دوم آگاهی از راهی که در آن قدم گذاشته ایم وعلاقه به نفس کار می باشد واین موضوع بسیار مهم می باشد.

صحبت از آگاهی شد «آگاهی لازمه هر موفقیتی می باشد» این چیزی است که همه ما آن را قبول داریم یک فیلمنامه نویس باید ابتدا خودش و احساس خودش از جهان هستی را بشناسد بعد آگاهی کافی از فرهنگ، آداب ورسوم،زبان،مذهب،روانشناسی،موقعیت جغرافیائی و..... ملت های مختلف داشته باشد تا بتواند در باره آنها حداقل حرفی برای گفتن داشته باشد.

باید موضوعات مختلف در جهان هستی رابشناسیم از بین آنها موضوع نو وجدیدی را انتخاب و یا به موضوعات قدیم به گونه ای نو بنگریم وبه آن بپردازیم.

همواره باید ایده و طرحی بکر را در سر بپرورانیم و به وقت لازم به آن ایده بپردازیم

 

 

 

نکته:احساس قوی+سطح هوش مناسب+استعداد هنری بالقوه+تلاش وپشتکار فراوان-----------»یک هنرمند موفق

 

 

 

این بازی دنیا سودی نیست ما را             گربه نا امیدی گذرانیم دنیا را

برخیز وکتاب دنیا به امید جلد کن            فاصله راکم،خدا را عشق کن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 11:51  توسط حسین عمیدی زاده  | 
با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز و گرامی

من حسین عمیدی زاده هستم ودر این وبلاگ قصد دارم درس ها ونکته هائی را که از فیلمنامه نویسی یاد می گیرم در وبلاگ قرار بدهم تا شاید کسانی که به هر دلیلی نمی توانند از کلاس های آموزشی استفاده کنند از این وبلاگ بهره ای ببرند.

واما در این راه نیازمند همکاری تمامی کسانی که به فیلمنامه وسینما علاقه دارند وصاحب تجربه و نظر هستند می باشم.

   خدا خدا کنیم دل رو هر جور شده رها کنیم           سرو بشیم غرق نشیم انگار که ناخدابشیم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 9:18  توسط حسین عمیدی زاده  |